تو چی فکر می کنی؟؟؟
  
 
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
سه شنبه 8 خرداد ماه سال 1386

 تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی، حالا تو رفتی من اینجا تنهام


یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام


خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم


چشمای گریون، دستای خسته، دوری چشمات منو شکسته


رنگ اون چشات، چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده


ولی میدونم تو آسمونا قصه ما رو یکی شنیده


تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم


باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم    

  چشمای گریون،دستای خسته،دوری چشمات منو شکسته  

  رنگ اون چشات، چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته

 

  خیلی این اهنگ رو دوست دارم.احساس میکنم دقیقا حرفای منو داره میزنه.مخصوصا اونجاش که میگه شاید یک حسود...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 23445


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...