تو چی فکر می کنی؟؟؟
  
 
 
شهریور 1386
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386
دیدار تلخ

به زمین میزنی و میشکنی

عاقبت شیشه امیدی را

سخت مغروری و میسازی سرد

در دلی،اتش جاویدی را

دیدمت،وای چه دیداری،وای

این چه دیدار دلازاری بود

بیگمان برده ای از یاد ان عهد

که مرا با تو سرو کاری بود

دیدمت،وای چه دیداری وای

نه نگاهی ،نه لب پر نوشی

نه شرار نفس پر هوسی

نه فشار بدن و اغوشی

این چه عشقیست که در دل دارم

من ازین عشق چه حاصل دارم

میگریزی زمن و در طلبت

باز هم کوشش باطل دارم

باز لبهای عطش کرده من

عشق سوزان ترا میجوید

می تپد قلبم و با هر تپشی

قصه عشق ترا میگوید

بخت اگر نز تو جدایم کرده

میگشایم گره از بخت ،چه باک

ترسم این عشق سر انجام مرا

بکشد تا به سراپرده خاک

خلوت خالی و خاموش مرا

تو پر از خاطره کردی،ای مرد

شعر من شعله احساس من است

تو مرا شاعره کردی،ای مرد

اتش عشق به چشمت یکدم

جلوه ای کرد و سرابی گردید

تا مرا واله و بی سامان دید

نفس افتاده بر ابی گردید

سینه ای ،تا که بر ان سر بنهم

دامنی ،تا که بر ان ریزم اشک

اه،ای انکه غم عشقت نیست

میبرم بر تو و بر قلبت رشک

به زمین میزنی و میشکنی

عاقبت شیشه امیدی را

سخت مغروری و میسازی سرد

در دلی ،اتش جاویدی را

 

                                         زنده یاد فروغ فرخزاد


 
یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386
تهمت داره عذابم میده.دلم خیلی گرفته...

 
دوشنبه 21 خرداد ماه سال 1386

توی چشمام نگاه کن نگو دوستم نداری

نگو دیگه  پیش تو ندارم اعتباری

برای اخرین بار اسم مو صدا کن

بشین وقبل رفتن گریه هامو نگاه کن

دونه دونه اشکام روی گونه هامه

همه غم دنیا روی شونه هامه

تمام زندگیمونو به پای عشقمون دادیم

نفهمیدیم چطوری به دام هم افتادیم

بین منو تو امروز فاصله ها یک دنیاست

نرو که عاشقیمون قشنگترین اشتباست

 


 
شنبه 19 خرداد ماه سال 1386
تغییر

همیشه با کارها و  رفتارهای عجولانم دیدگاه ادمارو راجع به خودم خراب میکنم. .شاید میخواستم خودم رو همون ادم شاد نشون بدم.

خیلی بد که ادمای دوروبرم منو نمیشناسند.این ضعف منه که خودم رو جور دیگه نشون میدم.

من خیلی عوض شدم.دیدگاهام عوض شده ولی۳تا چیزم عوض نشده و حالا حالا ها نمیشه و اونم اینه که نمیتونم فیلم بازی کنمو از سیاست بیزارم .

هیجانم رو نمیتونم کنترل کنم و بعضی وقتا عجولم .

و هنوز عاشقم...


 
سه شنبه 15 خرداد ماه سال 1386

 

                         بارون رو دوست دارم هنوز...


 
پنجشنبه 10 خرداد ماه سال 1386
جدایی!!

این چند روز با هر کی حرف زدم قاطی بود.انگار همه یجورایی تو کار همند!همه از جدایی دم میزنند .

وقتی خبر جدایی ادما رو میشنوم دلم میگیره.بغضم میگیره.یاد روزای اول خودم میوفتم...

 یکی باید بیاد منو نصیحت کنه ، ببین وضع چه جوریه که من اونارو نصیحت میکنم.مسخرست .

چرا همه درگیرند،یعنی همه دوست داشتنها الکیند؟بزرگترهای ما چه جوری تونستند باهم بسازند که ماها نمیتونیم.؟انگار همه کم طاقت شدند.زود از کوره در میرند.جدایی واسه همه راحت شده.یک زمانی یادمه حرف جدایی که وسط میومد چه تو دوستی و چه ازدواج همه وحشت میکردند ولی الان عادی و اسون شده.ماها تا کی فکر میکنیم می تونیم کسی رو دوست داشته باشیم.؟یعنی دوست داشتنها اینقدر بی ارزش شده که نتونیم به خاطرش گذشت داشته باشیم.چرا اینقدر همه چیز رو سخت میگیریم ؟مگه چند سال قرار زنده باشیم.؟

اینجوری نباشیم .بخدا یک روزی میرسه که احساس میکنید دیگه هیچ چیزبراتون  معنی و مفهومی  نداره.دیگه هیچ چیز و هیچ کاری  نمی تونه جای یک عشق و دوست داشتن رو تو قلبتون پر کنه .میرسه روزی که احساس کنید باهمه خوشیها از ته دل خوش نیستیدو جای یکی توی زندگیتون  خالیه.

من تجربه کردم.

نگذارید ادمهایی که دوستون دارند از دستتون برند.

همدیگرو دوست داشته باشیم.


 
سه شنبه 8 خرداد ماه سال 1386

 تو نمی دونی من چی کشیدم وقتی که گفتی تو را نمی خوام

باور ندارم که دیگه نیستی، حالا تو رفتی من اینجا تنهام


یه شوخی بودو یه قصه تلخ وقتی که گفتی تو را نمی خوام


خیال می کردم می خوای بترسم شاید هنوزم باور نکردم


چشمای گریون، دستای خسته، دوری چشمات منو شکسته


رنگ اون چشات، چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته


شاید یه حسود چشممون زده بگو کی مارو تنهایی دیده


ولی میدونم تو آسمونا قصه ما رو یکی شنیده


تو باور نکن هر کی بهت گفت پیشت می مونم پیشت می مونم


باور ندارم که دیگه نیستی تا ته دنیا از تو می خونم    

  چشمای گریون،دستای خسته،دوری چشمات منو شکسته  

  رنگ اون چشات، چشای سیات زنجیر دلت دستامو بسته

 

  خیلی این اهنگ رو دوست دارم.احساس میکنم دقیقا حرفای منو داره میزنه.مخصوصا اونجاش که میگه شاید یک حسود...


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 23447


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

شناسنامه کامل من...